«این قدر چرا، چرا نکن!»

مرداد 25, 1400
0 بازدید

مادر حرف دختربچه را قطع کرد و گفت: «اِ… این قدر چرا، چرا نکن… من نمی‌دونم چرا.»  سروش صحت در روزنامه اعتماد نوشت: «مردی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «بیمارستان‌ها پر شده، تخت خالی خیلی سخت گیر میاد.» راننده گفت: «خیلی زیاد شده، هر کی را می‌شناختیم، کرونا گرفته.» دختربچه‌ای که عقب تاکسی کنار مادرش […]

«این قدر چرا، چرا نکن!»

مادر حرف دختربچه را قطع کرد و گفت: «اِ… این قدر چرا، چرا نکن… من نمی‌دونم چرا.»

 سروش صحت در روزنامه اعتماد نوشت: «مردی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «بیمارستان‌ها پر شده، تخت خالی خیلی سخت گیر میاد.»

راننده گفت: «خیلی زیاد شده، هر کی را می‌شناختیم، کرونا گرفته.»

دختربچه‌ای که عقب تاکسی کنار مادرش نشسته بود، گفت: «مامان چرا کرونا این قدر زیاد شده؟»

مادر گفت: «نمی‌دونم مامان جون.»

مردی که جلوی تاکسی نشسته بود، گفت: «چون هنوز خیلی‌ها واکسن نزدن، خیلی‌ها هم رعایت نمی‌کنن.»

دختربچه پرسید: «چرا هنوز خیلی‌ها واکسن نزدن؟»

مادر گفت: «نمی‌دونم مامان جون.»

دختربچه پرسید: «چرا بعضی‌ها رعایت نمی‌کنن؟»

مادر گفت: «نمی‌دونم مامان جون.»

راننده گفت: «عمو، بعضی‌ها مجبورن بیان بیرون، مجبورن برن سر کار، مجبورن کار کنن.»

دختربچه پرسید: «چرا مجبورن کار کنن؟»

راننده گفت: «چون اگه کار نکنن پول ندارن.»

دختربچه گفت: «مامان چرا…»

مادر حرف دختربچه را قطع کرد و گفت: «اِ… این قدر چرا، چرا نکن… من نمی‌دونم چرا.»

منبع:ایسنا