مدیریت چیست

مدیریت چیست
مهر 25, 1402
28 بازدید

مدیریت شامل فعالیت های تنظیم استراتژی یک سازمان و هماهنگ کردن تلاش های کارکنان آن برای دستیابی به اهداف آن از طریق استفاده از منابع موجود مانند منابع مالی، طبیعی، فناوری و انسانی است. مدیریت یک پدیده جهانی است.این یک اصطلاح بسیار محبوب و پرکاربرد است.هدف اصلی مدیریت ایجاد محیطی است که به کارکنان اجازه […]

مدیریت شامل فعالیت های تنظیم استراتژی یک سازمان و هماهنگ کردن تلاش های کارکنان آن برای دستیابی به اهداف آن از طریق استفاده از منابع موجود مانند منابع مالی، طبیعی، فناوری و انسانی است.

مدیریت یک پدیده جهانی است.این یک اصطلاح بسیار محبوب و پرکاربرد است.هدف اصلی مدیریت ایجاد محیطی است که به کارکنان اجازه می دهد کارآمد و مولد کار کنند.فعل انگلیسی «مدیریت» ریشه در فعل فرانسوی «mesnager» در قرن پانزدهم دارد که اغلب در زبان سوارکاری به «در دست گرفتن افسار اسب» اشاره می‌شود.

تعریف مدیریت

بسیاری از متفکران مدیریت، مدیریت را به شیوه های خاص خود تعریف کرده اند.مگینسون، موزلی و پیتری تعریف مدیریت را اینگونه بیان می کند: «کار با منابع انسانی، مالی و فیزیکی برای دستیابی به اهداف سازمانی از طریق اجرای برنامه‌ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل کارکردها».

به گفته F.WTaylor، “مدیریت هنر این است که بدانیم چه کاری باید انجام دهیم، چه زمانی باید انجام دهیم و ببینیم که به بهترین و ارزان ترین روش انجام می شود”.

به گفته جورج آر.تری، «مدیریت فرآیندی متمایز است که شامل برنامه ریزی، سازماندهی، به کار انداختن و کنترل است که برای تعیین و دستیابی به هدف تعیین شده با استفاده از انسان و سایر منابع انجام می شود».

ایوانچویچ، دانلی و گیبسون – مدیریت فرآیندی است که توسط یک یا چند نفر برای هماهنگ کردن فعالیت‌های افراد برای دستیابی به نتایجی انجام می‌شود که توسط هیچ فردی که به تنهایی عمل نمی‌کند قابل دستیابی نیست.مری پارکر فولت اصطلاح مدیریت را به عنوان “هنر انجام کارها از طریق دیگران” تعریف می کند

هانری فایول اظهار داشت: «مدیریت به معنای پیش بینی و برنامه ریزی، سازماندهی، فرماندهی، هماهنگی و کنترل است. فردموند مالیک مدیریت را «تبدیل منابع به مطلوبیت» تعریف می کند

همه دانشمندان یک ایده مشترک دارند، مدیریت به دستیابی به اهداف سازمانی از طریق تلاش افراد دیگر می پردازد. بنابراین، مدیریت را می توان به عنوان فرآیند برنامه ریزی، سازماندهی، تأثیرگذاری/ هدایت و کنترل برای دستیابی به اهداف سازمان از طریق استفاده هماهنگ از منابع انسانی و سایر منابع تعریف کرد.

پنج M مدیریت

عوامل تولید متشکل از عوامل متعددی مانند زمین، نیروی کار، سرمایه، کارآفرینی و مدیریت است که در آن مدیریت عامل حیاتی تولید است، ممکن است یک کارآفرین سازمان را به عنوان مالک آن تأسیس کند، اما این مدیریت است که منابع مختلف را مولد می کند.

آنها صرفاً به کاتالیزور مدیریت نیاز دارند تا نتایج حاصل شود زیرا این مدیریت است که عوامل مختلف تولید را هماهنگ می کند.از این رو مدیریت در بین تمامی عوامل تولید جایگاه اصلی را به خود اختصاص می دهد.

5Mمدیریت

عوامل دیگری نیز در تولید وجود دارد که عبارتند از: پول، نیروی انسانی، مواد، ماشین آلات و روش هایی که به عنوان پنج M مدیریت شناخته می شوند.اینها به دلیل وجود حروف اول که “M” است به عنوان پنج M مدیریت شناخته می شوند.

نیرو انسانی

نیرو انسانی، اولین مورد از پنج M و مهم ترین آن است. حتی در دنیای خودکار نیز هیچ سازمانی بدون نیروی انسانی نمی تواند شکوفا شود.منابع انسانی کارکرد چهار منبع اصلی تجاری دیگر را تعیین می کند.

مردم اطمینان حاصل می کنند که مواد، ماشین آلات، پول و روش ها به شیوه ای مولد برای دستیابی به اهداف یا مقاصد و اهداف سازمان ها و شرکت ها استفاده می شوند.با وجودنیرو انسانی مناسب در شغل مناسب، بخش بزرگی از مدیریت موثر تجاری به دست خواهد آمد.

مواد

مواد یک عنصر اساسی در مدیریت است، خواه صنعت خدمات باشد یا صنعت محصول.بدون مواد، منابع انسانی بیهوده می شود.مواد آن دسته از محصولاتی هستند که برای تولید محصول نهایی استفاده می شوند. مواد می توانند خام یا حتی محصولات نیمه تمام باشند که برای ساختن محصول نهایی که شرکت به فروش می رساند استفاده می شود.

در کارخانه های پنبه، پنبه به عنوان مواد اولیه در نظر گرفته می شود. سپس نخ یا ورق های پارچه ای که از این کارخانه ها به دست می آید به کارخانه های پوشاک ارسال می شود. این ورقه های پنبه به عنوان مواد اولیه در کارخانه پوشاک دیده می شود. پنبه دوخته شده، دوخته شده و تغییر داده می شود تا یک لباس مطلوب ایجاد شود. یک محصول نهایی برای یک کارخانه می تواند ماده اولیه کارخانه دیگر باشد.

مواد اولیه می تواند مستقیم یا غیر مستقیم باشد. مواد اولیه مستقیم آنهایی هستند که بخشی از محصول نهایی هستند. در حالی که مواد اولیه غیرمستقیم آنهایی هستند که جزئی از فرآیند بوده اما مستقیماً در محصول نهایی گنجانده نشده اند.

ماشین آلات

از ماشین آلات برای تبدیل مواد اولیه به کالای نهایی استفاده می شود. بسته به محصولاتی که شرکت می فروشد، ممکن است چندین ماشین در فرآیند تولید دخیل باشند.

خرید ماشین آلات مدرن به بهبود روند ساخت کمک می کند. فناوری آینده در ماشین آلات نقش کلیدی در تولید دارد. داشتن ماشین آلات با عملکرد خوب منجر به تولید سریع می شود و ممکن است یک مزیت رقابتی نسبت به سایرین ایجاد کند.

استفاده از ماشین آلات مدرن به کاهش هزینه ها و بهبود کیفیت خروجی کمک می کند.بنابراین فناوری به یک عنصر مهم در مدیریت کارآمد سازمان ها تبدیل شده است.

پول

پول یک منبع همه منظوره است. یک تجارت برای تولید محصولات یا ارائه خدمات به سرمایه نیاز دارد. برای تهیه مواد اولیه، استخدام کارکنان، خرید ماشین آلات و چندین هزینه دیگر که یک تجارت متحمل می شود، مورد نیاز است. در دسترس بودن وجوه، عملکرد روان یک کسب و کار را تضمین می کند. یک تجارت به سرمایه در گردش کافی و سرمایه ثابت نیاز دارد.

داشتن سرمایه ناکافی می تواند عملکرد یک کسب و کار را مختل کند یا در بدترین موارد آن را به طور کامل تعطیل کند. داشتن پول کافی تضمین می کند که می توانید بهترین افراد، بهترین مواد اولیه با کیفیت و ماشین آلات با عملکرد خوب را استخدام کنید. این به نوبه خود تضمین می کند که محصول یا خدمات نهایی شما با استانداردهای کیفیت مطابقت دارد و ارزش پول را ارائه می دهد.

روش

روش به تکنیک ها، ابزارها و فرآیندهایی اطلاق می شود که برای تولید کالا یا خدمات مورد استفاده قرار می گیرند.روش ها به روش های معمول و تجویز شده برای انجام کارها اطلاق می شود که عملیات مختلف بر اساس سیستم ها و رویه های خاصی انجام می شود.

چندین روش وجود دارد که یک مدیر می تواند برای انجام یک کار مشابه استفاده کند. رسیدن از نقطه A به نقطه B ممکن است ده مسیر مختلف داشته باشد، در اینجا برای یک مدیر یک چالش است که بهترین را انتخاب کند. بهترین روش معمولاً روشی است که در عین رعایت استانداردهای کیفیت مقرون به صرفه باشد.

همچنین روش‌های مختلف برای انجام کارهای مشابه به زمان متفاوتی نیاز دارند. می توان به دو مدیر مواد اولیه، ماشین آلات، کارکنان و بودجه یک

وظایف پنجگانه مدیریت

وظایف مدیریتوظایف پنجگانه مدیریت

برنامه ریزی

برنامه ریزی به آینده نگاه می کند. به گفته هانری فایول، تهیه یک برنامه عملیاتی خوب سخت ترین کارکرد از پنج کار مدیریت است.این امر مستلزم مشارکت فعال کل سازمان است. با توجه به زمان و اجرا، برنامه ریزی باید در سطوح مختلف مرتبط و هماهنگ باشد.برنامه ریزی باید منابع موجود سازمان و انعطاف پذیری پرسنل را در نظر بگیرد زیرا این امر تداوم را تضمین می کند.

سازماندهی

یک سازمان تنها زمانی می تواند به خوبی کار کند که به خوبی سازماندهی شده باشد. این بدان معناست که باید سرمایه، کارکنان و مواد اولیه کافی وجود داشته باشد تا سازمان بتواند به خوبی کار کند و بتواند ساختار کاری خوبی ایجاد کند.
ساختار سازمانی با تقسیم بندی مناسب کارکردها و وظایف از اهمیت حیاتی برخوردار است. زمانی که تعداد کارکردها افزایش یابد، سازمان هم به صورت افقی و هم به صورت عمودی گسترش می یابد. این نیاز به یک نوع رهبری متفاوت دارد. سازماندهی یک کارکرد مهم از پنج کارکرد مدیریت است.

فرماندهی

فرماندهی سومین وظیفه مدیریت است. هدف از این دستور دستیابی به اثر مطلوب تلاش کارگران به نفع کل سازمان است.موفقیت مدیریت به ترکیبی از ویژگی های شخصی و آگاهی از اصول کلی مدیریت بستگی دارد.

هماهنگی

هماهنگی چهارمین کارکرد مدیریت است. هدف هماهنگی اطمینان از هماهنگی بهینه بین فعالیت های مختلف سازمان است.
هماهنگی خوب کار را تسهیل می کند و عملکرد سازمان را موفق تر می کند. این تابع برای ایجاد تعادل بین جنبه های مختلف کار طراحی شده است، به عنوان مثال، برای مشاهده هزینه های متناسب از نظر منابع مالی موجود، نیازهای تولید، سهام و تقاضای بازار.

کنترل

این به معنای سنجش میزان موفقیت در برابر استانداردها و اصلاح انحراف در صورت وجود برای اطمینان از دستیابی به اهداف سازمانی است.هدف از کنترل این است که اطمینان حاصل شود که همه چیز مطابق با استانداردها است.

یک سیستم کنترل کارآمد به پیش بینی انحرافات قبل از وقوع واقعی کمک می کند.به گفته تئو هایمن، “کنترل فرآیندبررسی این است که آیا پیشرفت مناسب در جهت اهداف  انجام شده است یا خیر و در صورت لزوم اقدام برای اصلاح هرگونه انحراف”.

برای مطالعه مقاله توسعه برند و چرخه عمر محصول به جستجوگر دانش مراجعه کنید

برچسب‌ها: